أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
94
قانون ( فارسى )
كه سر پاره شود و از هم بپاشد . سردرد بسيار شديد است ، چشمها از حدقه بيرون آيند و سرخ مىشوند ، گونهها بسيار سرخ رنگ مىگردند . شايد معده در آن شركت داشته باشد و بيمار به قى كردن و دل به هم آمدن دچار آيد . بيمار بيشتر از آنكه عادت داشت مىخواهد بر پشت بخوابد و بدون نظم و ترتيب دراز مىكشد . اگر حال چنين باشد حد اكثر در روز سوم بيمار مىميرد . اگر از سه روز تجاوز كرد و نمرد ، اميد خوب شدن هست . و بدان كه اين بيمارى بسيار سخت نيست و گرنه اندامى بدين هيأت و به اين ارزندگى نمىتوانست آن را تحمل كند . علاج اين بيمارى علاج سرسام و از علاج سرسام بايد قوىتر باشد . اگر رگ زير زبان را بزنند بسيار فايده دارد اما بايد بعد از آنكه رگ مشترك و رگهاى بايستهء ديگر را مىزنند آنگاه رگ زير زبان را بزنند . فصل ششم باد سرخ و قوباء در مغز هرگاه باد سرخ و قوباء در مغز پيدا شود ، سردرد شديد ، التهاب شديد ، رخساره زرد و سرد و بهويژه چشم زرد مىشود و بعدا يكهو رخساره گرم و سرخ مىشود . ليكن اكثرا زرد و سرد است . دهان بسيار خشك است . خوابآلودگى دارد . اما نه به اندازهء فلغمونى . روىآوردهها و تب از فلغمونى بيشتر است . علاج اين بيمارى علاج « صبارى » است . اين بيمارى اكثرا در روز سوم بيمار را مىكشد و اگر در سه روز نمرد رها شود . كودكان نيز باد سرخ مغز مىگيرند جاندانه گود مىرود ، چشم گود و زرد مىگردد و همهء بدن خشك شود . علاج ، زردهء تخممرغ با روغن گل سرد شده است ، كه هر ساعت بايد تبديل شود . افشرهها و سبزيهاى تر و سرد و بهويژه كدو ، پوست خربزه و خيار و امثال آنها را - چنانكه مىدانى - بر سر بيمار مىنهى . فصل هفتم صبارى صبارى نام نوعى از سرسام گرم صفرايى است كه بيمار به كلى ديوانه مىشود و پريشان مىگويد و در تشويش و نگرانى زياد به سر مىبرد . ليكن در بيماريى كه آن را قرانيطس ساده مىگويند ، بيمار پريشانگويى و درهم شدن عقل دارد اما ديوانه نمىشود .